لحظه ديدار نزديكست.
باز من ديوانهام، مستم؛
باز ميلرزد دلم،دستم.
بازگويي در جهان ديگري هستم.
هاي! نخراشي به غفلت گونهام را، تيغ!
هاي، نپريشي صفاي زلفكم را، دست!
و آبرويم را نريزي، دل!
- لحظه ديدار نزديكست.

بعد از بيست و دو ماه دوباره ميبينمت.....براي نوازش هاي مهربانت....آغوش پر مهرت....طنين صداي اطمينان بخشت..دل تنگم...مامان منتظرتم...يکشنبه بهترين روز خدا...
تا بعد...