احمد محمود، نويسنده نامدار ايراني و خالق رمان هاي درخت انجير معابد، همسايه ها ، زمين سوخته، داستان يک شهر و مدار صفر درجه پس از مدت ها بيماري در بيمارستان مهراد تهران درگذشت.
وي کارنامه اي پربار و منشي والا از خود به يادگار گذاشت و شريف ترين از برجسته ترين نويسندگان ايراني بود.
احمد محمود در چهارم دي ماه 1310 در اهواز به دنيا آمد و مدرسه ابتدايي را در همان شهر به پايان برد، ولي خود را بيشتر اهل دزفول مي دانست چون پدر و مادرش اهل آن شهر بودند.
در آخرين سفري هم که سال گذشته به مناسبت بزرگداشت خود به اهواز رفت، دزفولي ها که او را از خود مي دانستند تا او را با خود به اين شهر نبردند و دو سه روزي او را نگه نداشتند آرام نگرفتند.
با وجود اين او بيش از آنکه اهوازي يا دزفولي باشد به تمام جنوب تعلق داشت زيرا او يگانه روايتگر خطه جنوب و به ويژه خوزستان بود.
ماجراهاي رمان هاي احمد محمود از داستان يک شهر گرفته تا همسايه ها و درخت انجير معابد همه در جنوب و در خوزستان مي گذرد.
در جواني به گفته خودش گرفتار سياست شد و به زندان افتاد و سپس به تبعيد رفت. محل تبعيد او بندر لنگه بود که درخت انجير معابدش را از آن شهر به يادگار داشت. مي گفت درخت تناور سايه افکني بود که زير آن بساط خود را پهن مي کرديم و غذا مي خورديم.
اما زندان و تبعيد هرچند خاطره و يادگار ذهني فراوان براي احمد محمود ارمغان آورد، در عوض از درس خواندن بازش داشت.
خود در اين باره گفته است:« با همه
اشتياقي که داشتم نشد و نتوانستم به تحصيل ادامه دهم. بي قراري و ناسازگاري وجوه مشخص روزگار جواني من بود، همين بود که در هيچ کاري نتوانستم پايدار باشم. اگر بنا باشد مشاغلي را که داشته ام تعداد کنم از بيست مي گذرد». ( از کتاب حکايت حال - گفتگو با ليلي گلستان)
نخستين داستان خود را در 1333 نوشت و با نام صب ميشه در مجله اميد ايران چاپ کرد. نام احمد محمود را هم پس از اولين داستانش که با نام احمد احمد چاپ شده بود، به اصرار تحريريه اميد ايران انتخاب کرد.
خودش مي نويسد « اگرچه در مشاغلي که لازمه تامين هزينه زندگي بود ناپايدار بودم، ولي در انديشيدن به نوشتن پايدار و حتي سمج ».
همين سماجت بود که او را واداشت تا نخستين مجموعه داستان خود را که مول نام داشت، در 1336 چاپ کند.
از اين زمان احمد محمود به نويسنده داستان هاي کوتاه شهرت يافت و تا سال 1353 که نخستين رمان خود همسايه ها را چاپ کرد صرفا داستان کوتاه نوشت. دريا هنوز آرام است سال 1339 ، بيهودگي سال 1341، زائري زير باران سال 1346، پسرک بومي و غريبه ها سال 1350 نام مجموعه داستان هايي است که او پيش از نخستين رمانش منتشر کرده بود.
پس از اينکه به نوشتن رمان آغاز
کرد هرچند دلبستگي خود را به اين نوع ادبي بيشتر نشان داد، اما از داستان هاي کوتاه نيز غافل نماند. پس از همسايه ها 1353 ، داستان يک شهر 1358 ، و زمين سوخته 1361 سه مجموعه داستان منتشر کرد به نام هاي ديدار 1369 قصه آشنا 1370 ، و از مسافرت تا تب خال 1371 . يک سال پس از آن بود که مدار صفر درجه را انتشار داد. درخت انجير معابد نيز آخرين رماني است که احمد محمود در زمان حيات خود منتشر کرد. ( 1379 )
بيماري نفس تنگي احمد محمود از سال 1379 چنان شدت گرفته بود که يک بار در سال گذشته او را راهي بيمارستان کرد.
جامعه ادبي ايران نيز بر وخامت حال او وقوف داشت. جوايز ادبي که سال 80 به او تعلق گرفت از اين نگراني نشان داشت. جامعه ادبي به بزرگداشت نويسنده اي برخاسته بود که در بين رمان نويسان ايراني شاخص بود.
اين بار روز اول مهر بود که حال او به وخامت گراييد و راهي بيمارستان شد. دو سه روز بعد خبر رسيد که احمد محمود به حال اغما افتاده است. اغمايي که از آن برنخاست و روز جمعه 12 مهر ماه
تسليم شد. روانش شاد.

به نقل از بي بي سي