زهره به مطلب قشنگي در وبلاگش اشاره کرده....
مرگ پناهنده ايراني به نام پيمان بهمني در انگلستان تونست منفجرم کنه. بر پدرشون لعنت که کاري کردن که همه مي خوان در برن. بر پدر اينوريام لعنت که فقط تبليغ خرکي مي کنن. يه نگاهي به اون ماهواره بندازين تا بفهمين باهامون چه مي کنن. زمانيکه ايران دانشجو بودم ماهواره يه سريالي داشت به اسم بورلي هيلز ....۹۹ اسمش درست يادم نيست. يه مشت دانشجوي خرپول در بورلي هيلز که فقط الواتي مي کردن و بهترين بودن. هنوز يادم نمي ره وقتي يکي از همکلاسيام گفت اونا چه دانشگاهايي دارن و ما چي داريم. توي گوششم نمي رفت که اين فقط فيلمه. در اطلاعات و به رومون بستن. کورمون کردن. خارج رو از فيلمهاي هاليوود مي شناسيم. همه تصوير قشنگي از زيباييهاي مناطق مرفه آمريکا دارن ولي چند درصد واقعا تصويري از فقر و هارلم آمريکا توي ذهنشونه.
تصور ما دختران و پسران خوش قد و بالا و خوش صورت، خيابانهاي تميز، آدمهاي حموم رفته و اتو کشيده است. چند درصد از ما فقر اينجا رو مي شناسيم؟
يکي از بهترين تجارب من در آلمان اين بود که دانشکده مهندسي از دانشگاه فاصله داشت و دقيقا سمت ديگه شهر بود. يکي از فقيرترين و ناامنترين مناطق شهر. بيشتر خارجيها و آلمانيهاي فقير و خرابکار اونجا جمعن. توي اتوبوسهاي اون مسير مي بينين که اينجا هم ساندويچي سوار مي شن. اينجا هم وقتي هوا گرمه تحمل بوي عرق ديگران سخته. توي اين اتوبوسها چهره خسته زني رو مي بينين که نگراني توش موج مي زنه. توي اين اتوبوسها بارها شاهد کودک خوردن بچه ها از پدر مادراشون بودم. اين چهره واقعي بيش از ۷۰٪ خارجه. ولي ما دوست داريم اون ۳۰٪ ببينيم.