شعر زير رو آرياي هميشه آريايي تو وبلاگش قرار داده َآريا به اميد روزي که سرود اي ايران را در کمال آزادي فرياد بزنيم....

تقديم به شهدای کوی دانشگاه
پاينده ايران
ضجه ايران


چشمهای من بباريد، وقت باريدن شده
ناله ها بايد نمود ، هنگام ناليدن شده
از شقاوتهای جلادان نامرد و زبون
وقت خوابيدن سر آمد ، وقت روييدن شده
دستها را بار ديگر مشت بايد کرد و فريادی کشيد
گوش باد باز کرد و ضجه ايران شنيد
ضجه ايران که در سوگ و عزا و ماتم است
ضجه ايران که تحت سلطه درد و غم است
عزم خود را جزم بايد کرد و آغازی نمود
زخم اين سر نيزه ها را از دل ياران زدود
آه ياران وقت بي عاری سر آمد کوششي
همتي بايد نمود و رويشي و جوششي
بار ديگر کاوه بايد تا ظهوری نو کند
کاخ اين ضحاک را بايد که زير رو کند
وقت اين آمد که استبداد را پايان دهيم
اين چنين زنجير ها را از تن خود بر کنيم
چاره بيماری ميهن فقط آزادی است
قيمت آزادی ايران ما جانبازی است
کوشش ما بيثمر هرگز نخواهد بود اگر
بيم و ترس مرگ را از سينه ها بيرون کنيم
آرزو دارم که روزی در کنار يکدگر
کاخ استبداد را در اين وطن ويران کنيم


بيست تيرماه هزار و سيصد هفتاد و هشت
خيابان شانزده آذر - خيابان انقلاب
يا حق