چقدر خوبه از يه بند آزاد بشي....بدوني دلت ديگه يه طرفه براي هيچکي نمي طپه....اين همون لحظه صفره,
که چند تا پست پيش نوشته بودم....لحظه پرواز...گفته بودم صفر هميشه پايان نيست ,گاه آغاز پرواز است
خيلي راحت فراموشت کردم....اصلا فکرش و نمي کردم....با هر طپش قلبم جريان خون و تو رگهام دارم حس
مي کنم...خودم و خيلي ارزون فروخته بودم.....اينم تولد جديد من...همون تولد ثانوي که برام شب تولدم آرزو کردي...خيلي چيزا ياد گرفتم....
و بزرگترينش اينه که.........!
خيال نکن نباشي بدون تو ميميرم ,گفته بودم عاشقم حرفمو پس ميگيرم
خيلا نکن نموني کارم ديگه تمومه ,ليلي فقط تو قصه ست جنون ديگه كدومه
کي ميگه تو نباشي ستاره بي فرو غه ,بذار همه بدونن که عاشقي دروغه
تو برده اي ميخواستي كه حرفتو بخونه ,براي تو بسوزه به پاي تو بمونه
عروسكي ميخواستي رو تاقچه تون بكاري ,وقتي بازيت تموم شد كنج اتاق بذاري
ديگه براي موندن اتاق تو شلوغه ,عروسكا بدونين كه عاشقي دروغه
عاشقي دروغه...
بپذيريم که بهاي روياي خويش را بايد بپردازيم .