تو سکانس آخر سريال دايي جان ناپلئون وقتي شازده داره سعيد و دلداري ميده...ديالوگ هاي قشنگي رد و بدل ميشه...که هر کدومش حاوي يه دنيا حرفه....يه نگاه کوچولو با هم بهشون
مي ندازيم ...

اگر تو دريا در حال غرق شدن باشي و همون لحظه نهنگي از راه برسه و نجاتت بده,شکلش به چشمت از ستاره هاي سينما هم خوشکل تر مياد.

اگر عشقت با رقيبت رفت ,خوشحال باش .چون اگر نرفت در آينده نه چندان دور با هر بي سر و پايي خواهد رفت!

عشق تو بزرگتر از همه عشقهاست .شکي نيست
اما معشوق تو چندان مهم نيست
مهم اينه که عشق و شناختي
که این مرز انسان شدنه...