يك عمر عاشقش بوده‌اي، تا آنجا كه مي‌شده. تا نهايت. تا تپيدن دلت هر بار، حتي بعد از يك ماه، دو ماه، يك‌سال و بيشتر. شب‌ها برايش دعا كرده‌اي و روزها چشم كه باز كرده‌اي او را ديده‌اي كه انگار آنجا نشسته، در خيالت. در خيال ململ عشق. و حالا يكباره مي‌بيني همه چيز عوض شده. چه اتفاقي افتاده، نمي‌داني! ديگر از آن تلفن‌هاي هر شب خبري نيست. از آن هديه‌هاي كوچك كه دنيايت را بزرگ مي‌كرد. از آن همه حرف‌هاي عاشقانه قشنگ. و يكباره گيج مي‌شوي. انگار همه چيز تمام شده. از خودت مي‌پرسي، اينجا آخر دنياست؟
مي‌‌پرسي، چه شد آن باغ سبز، آن آب گوارا، آن نگاه، آن لحظه و ... لحظه‌هاي با او بودن را مرور مي‌كني. در شهر، در سفر، با او بودن حتي بدون او بودن. وقتي مي‌بيني آن لحظه‌هاي ناب ديگر تكرار نمي‌شود، وقتي مي‌بيني يك نگاه سرد، يك دست سرد و يك‌سلام از روي سيري تنها نشانه‌هاي آن رابطه باراني‌ است، فكر مي‌كني اينجا آخر دنياست و ديگر هيچ چيز تو را شاد نمي‌كند. دلگيري، تا آخر دنيا و فكر مي‌كني ديگر هيچ وقت دل به هيچ كس نمي‌بندي. اگر نويسنده‌اي، ديگر نمي‌تواني بنويسي و اگر شاعري، حتي از غربت هم نمي‌سرايي، فقط به گنجشك‌هايي فكر مي‌كني كه تنها در باغچه خانه‌ات اين سو و آن سو مي‌روند و تو فكر مي‌كني تا آخر دنيا اوضاع همين است كه هست.
اگر رفيق پزشكي داري، به او زنگ بزن و بگو كه تپش‌هاي دلت جور ديگر شده است، شايد دارويي آن تپيدن‌ها را آرام كند، تا لحظه‌اي كه تو بداني حقيقت زندگي چيز ديگري است و عشق به همان زيبايي و آرامي كه مي‌آيد، نمي‌رود و اين چيزي است كه بايد قبول كني، اگر عاشقي.
عاشقي رسمي دارد و اين بخشي از آن رسم است. بخشي از بازي زشت و زيبايش كه تو مي‌خواهي فقط روي زيبايش را ببيني، اما بدان كه همه چيز عمري دارد و هر چيز پاياني. پايان عشق پايان تو نيست، پايان زندگي نيست، پايان دنيا نيست.
پاياني است بر آغاز ديروز و آغازي است بر روزگار نويي كه خود پاياني دارد. و براي اين روزگار نو تو بايد آماده شوي، بايد بپذيري كه در اين بازي هميشه، تو برنده نيستي و حالا يك Reset مي‌خواهي كه فرمولي ندارد. به تعداد همه عاشقان شكست خورده Resetهاي مختلف وجود دارد. نه دگمه‌اي، نه كليكي، نه ctrt+Alt+Delاي . هيچ چيز، هيچ چيز غير از خود تو كه بايد دوباره آغاز كني بازي عشق را و يك گوشه را هم كنار بگذار براي پاياني كه عشق هم پاياني دارد، مثل هر چيز ديگر!


برگرفته از سايت ۴۰ چراغ