مثل هزاريه مچاله،ته جيب يه شوفر تاكسي!مثل قطره ي مُف،نوك دماغ يه عَمَلي!مثل عطرِ دَستمال ابريشم،تو آستين پيرهن يه خانوم خانوما!مثل مقدس شدن يه شمع،وقتي كه برق مي ره!
مثل رنگ كبود خون انار،دور لباي يه پسر بچه!مثل قشنگي پشه بند،رو پُشت بوم مهتاب زده!
مثل طعم قرص مسكن،رو زبون يه مريض سرطاني!
مثل دايره هاي آب حوض،دور يه برگ  تازه مرده!
مثل ملّق زدن كبوتر جَلد،وقتي رو بوم صاحبش فرود مياد!
مثل گريه كردن،واسه مرگ قهرمان يه فيلم سياه سفيد!
مثل نعره ي پهلوون دوره گرد،وقتي زنجير ُ پاره مي كنه!
مثل چرخش سكـّه تو هوا،قبل نتيجه ي شير يا خط!
مثل حرارت الكل،وقتي از گلو پايين مي ره!
مثل موج گندم زار،وقتي باد از وسط خوشه هاش مي گذره!
مثل تـُردي مَردنگي چراغ,تو دستاي پينه بسته ي يه پيرمرد!
مثل صداي اولين ترقّه،تو غروب سه شنبه ي آخرِ سال !
مثل زمزمه كردن يه آواز،وقت رد شدن از يه كوچه ي خلوت!
يه همچين چيزيه زندگي!نه شيرين نه تلخ! مثل طعم گَس ريواس!
مثل مزه ي آب!مثل رنگ هوا...