ليلي و  مجنون به هم رسيدن!
نه تو برگاي اون كتاب ِ كـَت ُ كـُلـُفت،
نه رو  شِناي اون بيابوني كه مجنون دوره ش كرد،
نه تو كجاوه يي كه خيس گريه هاي ليلي بود...
ليلي و مجنون به هم رسيدن،
رو يه تخت  فـنري
كه صداي فـنـراش
گوش  الهه ي عشق و كـَر مي كرد!