به معين راي ميدهم به خاطراينکه حداقل به خودم ثابت کنم که هستم ،به خاطر اينکه اوست که صداي قشر محذوف جامعه است.براي جلوگيري از يکدست شدن حاکميت،براي اينکه ايران را براي همه ايرانيان مي خواهم ،چون خود را وامدار و مديون سعيد حجاريان و تمامي آزاديخواهاني که براي رسيدن به آزادي هزينه پرداخت کردند ميدانم.چون ميخواهم اصلاحات اگر نه گامي به پيش،خداقل در همين اندازه باقي بماند.چون اوست که براي استيفاي حقوق مردم تلاش خواهد کرد.چون راي به معين راي به عدم صلاحيت شوراي نگهبان است.چون نمي خواهم با راي ندادن اشتباهي که در انتخابات مجاس هفتم مرتکب شدم را دوباره تکرار کنم،به معين راي ميدهم چون دوست ندارم دوستان آلمانيم مرا تروريست و متحجر بخوانند.چون ميدانم اوست که دستش به خون شرفکندي،قاسملو،دکتر سامي،فروهرها،پوينده،شريف،بزازنده،بچه هاي کوي دانشگاه،اعدامي هاي شهريور شصد وهفت آلوده نيست.
چون هنوز هم فضاي امنيتي و ترسناک سالهاي شصت و هشت تا هفتاد و شش را به خاطر دارم.چون تنها کسي بود که با انتخاب الهه کولايي حق زن بودن را به رسميت شناخت.چون تنها کسي بود که در صحبت هايش تملق رهبري را نکرد و تا حد توانش بود به او تاخت.چون معتقدم دموکراسي روندي آهسته و پيوسته اما رشد سريع در ابعاد مختلف دارد.چون دوست ندارم خاک پاک وطنم جولانگاه پوتين هاي نظامي چه از نوع آمريکائي و چه از نوع قاليباف و رضائي باشد.چون نميخواهم دستاوردهاي هشت ساله آزاديخواهان از بين برود.به معين راي ميدهم چون دولت حزبي و مديريت علمي انسان محور را تنها راه موفثيت دولت آينده ميدانم.چون دوست ندارم لاريجاني و احمدي نژاد با سابقه درخشاني !!! که در مديريت صدا و سيما و شهرداري تهران داشته اند،ايران را به حسينيه تبديل کنند..چون چراغ ،هويت،کارناوال عاشورا و اعترافات تلويزيوني را نمي توانم به فراموشي بسپارم.به معين راي ميدهم در اين کوير جرعه ابي درگلوي خشکيده اين مملکت است. به معين راي ميدهم چون تنها يک برگ راي سهم من از دموکراسي است.