ديروز تولد پنج سالگي ققنوس بود...پنج سال به سرعت برق گذشت...انگار همين ديروز بود که با هزار ذوق و شوق اولين نوشته رو تو ققنوس نوشتم...در طي اين مدت ققنوس سنگ صبوري شد تا حرفهاي تلنبار شده به روي لوح شيشه اي حک شود...و التيامي شد بر زخم غربت...و اما بهترين هديه ققنوس مهربان دوستاني بود که هميشه مرا شرمنده مهرباني خود کرده اند...