هر شب چشمانت ، بر روي قابهاي کوچک و بزرگ تحقير شده من ، سرگردان است و بر اندوهم مي گريي...چه زايش سختي داشته ايي ،صد بار ، زايش پشت زايش ، براي تولدي که هيچگاه غروري بر تو نيفزود.و هر لحظه لحظه اش ،دعاهاي شبانه ات را افزون تر کرد.آري ادامه تو اينگونه رقم خورده بود.