ما را به خاطر بیاور،ما را که جوانانی بیست و دو ساله بودیم،شور عشق در سینه داشتیم و پیش از آنکه عاشق شویم،سینه به خاک سپردیم...مردیم.ما را به خاطر بیاور،ما را که سینه سرخانی خنیاگر بودیم،و ده به ده،نه در آسمان و نه در کوهسار و نه بر شاخسار که در بازار،پیش از آنکه آوازه خوان شویم،بر شاخه تکیده از تکیه گاه خویش جان واسپردیم.به خاطر دارم پیامتان و سرنوشتتان را که همیشه از گذرگاه خاطرم در گذر است،اوازهای صامت سینه سرخان سینه برسنگ،که از تکرار نامشان شاید،پیش از آنکه شاعر شوم،بیست و دو ساله میمیرم.