با سلامی دوباره... از اِين به بعد هر چند روز يک بار خاطرات زندگي در هايم رو براتون مي نویسم >> زندگی در هايم peenmünder str امروز چهارشنبه دوازدهم ارديبهشت است. بعد از 91 روز زندگی سگی در هايم موقت...
قابل توجه تمام بر و بچه هايي که هنوز در خانه پدري زندگي مي کنند.بياييد قدر آن دو فداکارترين را بيشتر بدانيم.!!!! نامه اي از پدر فريد جان سلام از دور روي ماهت را مي بوسم,از وقتي که رفته اي...
شگفتا که نبوديم.عشق ما,در ما حضورمان داد. پيونديم اکنون,آشنا , چون خنده با لب و اشک با چشم، واقعهی نخستين دم ماضی. غريويم و غوغا اکنون، نه کلامی به مثابهی مصداقی که صوتی به نشانهی رازی. هزار معبد به يکی...
اينم وبلاگ نيما راشدان....که برام هميشه نوشته هاش جالب بوده و وسعت معلوماتش....به اميد روزي که همه روشنفکرها و خاموش فکرهاي ايرانمون يه وبلاگ داشته باشند.......
عمريه تو قلب اين شهر فرنگي خونه دارم,توي سينه دلي مجنون صفت و ديوونه دارم,خودم اينجا روح من تو قلب خاکت خونه داره,وطنم,وطنم,ايران من ياد تو دست از سر من بر نميداره...
دوستي دارم از تبار تصوير و صورتک ها, که یک شب در گرسنگي,تصويرهاي طبيعت بيجانش را خورد. روي قبرش خواهم نوشت: هنرمند هرگز نميرد....مگر از گرسنگي دوستي دارم از تبار تصوير و زهرخند که با تمام ناباوري اش به خدا...
با سلامي دوباره.... ندا جان تولدت مبارک.....البته هنوز 18 سال و چند ماهت(118 ماه) هست ميدونم....اميدوارم همیشه 18 ساله بموني و همه بر و بچه هاي وبلاگ از نوشته هاي قشنگت فيض ببرن... ديشب من به اتفاق يکي از دوستان...
روي جادة نمناك اگر چه حاليا ديريست كان بي كاروان كولي,ازين دشت غبار آلود كوچيده ست, و طرف دامن از اين خاك دامنگير بر چيده ست؛هنوز از خويش پرسم گاه:آه, چه مي ديده ست آن غمناك روي جادة نمناك؟زني گم...
با سلامي دوباره..... عکس های دو تا کنسرتي که رفتم رو تو وبلاگ قرار دادم برای مشاهده لینکهاي کنسرت منصور و کنسرت فرهاد دريا را کليک کنيد منتظر نظراتتون هستم....
سرود پناهنده نجواكنان به زمزمه سرگرم,مردي ست با سرودي غمناك.خسته دلي, شكسته دلي, بيزار از سرفكنده تاج عرب بر خاك.اين شرزه شير بيشة دين, آيت خدا,بي هيچ باك و بيم و ادا, سوي «عجم» كشيده دلش, از «عرب» جدا.امشب به...
«ــجهان را که آفريد؟» «ــ جهان را؟ من آفريدم! بهجز آن که چون مناش انگشتان معجزهگر باشد که را توان آفرينش اين هست؟ جهان را من آفريدم.» «ــ جهان را چهگونه آفريدی؟» «ــ چهگونه؟ به لطف کودکانهی اعجاز! به جز...
با سلامي دوباره..... سال نو ميلادي رو به همه بر و بچه هاي وبلاگ تبريک مي گم مخصوصا بر و بچه هاي اينور آب شب قشنگ و سردي بود..... هامبورگ درياچه اي به نام Alster داره که شب سال نو...
با سلامي دوباره.... شرمنده که يه مدت سه چهار روزي نبودم....اينجا تعطيلات سال جديد هست و من هم درگير....اول بايد تسلييت بگم به وبلاگ صاحاب خاطرات به خاطر فوت پدرش...خيلي سخته خدا کمکش باشه... ديشب يکي از شب هاي به...
عشق خاطرهيیست به انتظار حدوث و تجدد نشسته، چرا که آنان اکنون هر دو خفتهاند: در اينسوی بستر مردی و زنی در آنسوی. تندبادی بر درگاه و تندباری بر بام. مردی و زنی خفته. و در انتظار تکرار و حدوث...
با سلامي دوباره.... جاي همه خالي ديشب رفتيم کنسرت منصور تو هامبورگ ... قرار بود ساعت 8 درهاي سالن باز بشه.... ولي ساعت 9 درها باز شد....و DJشروع کرد به اجراي برنامه و تا ساعت 12 ملت بچه باحال به...
قسمت دوم پناهندگي در آلمان هم آماده شد....اونو تو قسمت کوچ قرار دادم... شرمنده دير شد...
با سلام دوباره ..... امشب دليلي که من و به نوشتن وادار کرد....نوشته دوست عزیزم تهراندخت بود. ديگر نمی نويسم چون حسی در من است که چنين می گويد و می دانم که تو نيز چنين می خواهی'' کلمات من...
من تمامیی مردهگان بودم: مردهی پرندهگانی که میخوانند و خاموشاند، مردهی زيباترين جانوران برخاک و در آب، مردهی آدميان همه از بد و خوب. من آنجا بودم در گذشته بیسرود. با من رازی نبود نه تبسمی نه حسرتی. به مهر...