يكي بود, يكي نبود. پير مردي بود به نام عمو نوروز كه هر سال روز اول بهار با كلاه نمدي, زلف و ريش حنا بسته, كمرچين قدك آبي, شال خليل خاني, شلوار قصب و گيوة تخت نازك از كوه راه...
با سلام پس از مجاهدت های فراوان ققنوس هم دات نتي شد....مبارکه..... آدرس جديد ققنوس اينجاست..... تا بعد.......
نهم اسفند ماه روز مقدسي است در تاريخ سرزمين ما...روزي پر از غرور,توفيق,آزادي...نهم اسفند يکهزار و سيصد و سي و يک..در اين روز دولت دکتر مصدق که سقوط کرده بود مجددا روي کار آمد,مجلس با او مخالفت کرد و پير...
بسياري دشواري ها ,سوتفاهم ها و ناگواري ها از اينجا ناشي مي شود که کلمات تنها ابزار نمايش حالات و کشاکش هاي پنهاني درون آدمي اند و کلمات ظرف هائي برچسب دار عمومي و مستعمل اند و به همان اندازه...
تا بهار اندکي باقيست.... و باورکن که بسيار بيقرار بوييدن شکوفه هاي نهال خويش در بي انتهاي نگاه هاي سخاوتمند تو هستم, اما چه کنم که تا بهار اندکي باقی است,و کاش ميدانستي,چقدر چشم به راه پرستوها هستم! تا بعد......