,حتما ,حرفها و حرفها و حرفها که هر کلمه اش دردي است,هر کلمه اش سبوي پر از رنجي است,پر از زهري است,هر جمله اش خنجري است هر عبارتش جهنمي است ,هر صفحه اش حريق جنون و صحراي آتش خيز وحشت...

وقتي که خورشيد به پيشواز شب مي رود,و کوچه از صداي پاي آخرين عابر تهي مي شود,با کوله باري از غم و درد مي روم و تورا با تمام خاطرات ديرين در ميان کوچه هاي ساکت شهر تنها مي گذارم....گريه...

همه کلماتي که دين مي نامند به معني مذهب است يعني راه,پس دين پايان پذير است چون دين همان راه است,هر وقت به انتهاي راه رسيدي راه ديگر تمام است و طرز راه رفتن هم تمام....