ده ثانيه تا انتها، پايوني بي سرو صدا، بيخبر از هر شب و روز، من و يه شمع نيمه سوزيكي گذشت از ثانيه نه تاي ديگه باقيه، اي كاش تو لحظه اي كه رفت ،ميديدمش يكبار ديگهاون دور بود و...

چهار  تا آلبوم عکس جديد به گالري عکس ها اضافه کردم : - عکس هاي مهموني با بر و بچه هاي همکلاسي - عکس هايي از مناظر سبز شهر Bad Oldesloe - عکس هايي از شهر Kiel - عکس هايي...

پنج سال گذشت از بامداداني که فرزندان فکور و آينده سازان سرزمينم  به خاک و خون،کشيده شدند...مهاجمانشان امروز آزاد و رها هستند ولي جوانان اين سرزمين بايد دانشگاه را رها کنند و به زندان بروند .اين داستان سرزمين ماست ،سرزميني...

مي خوامت!اين خلاصه ي تموم شعراي عاشقونه ي دنياس!تو اين زمونه ي سِلف سرويس،مجال اين نيس برم تو عالم هَپَروتُچشمات ُ به فانوساي يه بندرِ دورافتاده تشبيه كنمكه بي قرار ِ برگشتنِ ماهيگيراشه!يا مثلاً بگم كه دستاتمثل كلبه ي امني...

يادم باشد حرفي نزنم که به کسي بر بخورد،نگاهي نکنم که دل کسي بلرزد ،خطي ننويسم که آزار دهد کسي را،يادم باشد که روز و روزگار خوش است ،وتنها دل ما دل نيست ،يادم باشد جواب كين را با كمتر...