يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر اليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال پنچمين عيد غربت هم از راه رسيد....و باز هم به روال سال هاي گذشته ،به اميد سر آغاز سالي بهتر...
سالها بعد در تاريخ سرزمينم خواهند نوشت ،بزرگ مردي بود از تبار آفتاب که سرش را هيچگاه در برابر ظالم خم نکرد و آزادي را فرياد زد...سالها براي رسيدن به آزادي مبارزه کرد و بر خلاف ديگران هيچگاه قدمي پا...
تداركي ازلي در كار بود، تا حادثه ي عشق ، در برخوردي ساده ، ميان بادهاي گيج زمسناني،چشمان ما را تر كند ....