« تیر 1385
|
شهریور 1385 »
نوشته يک رفيق از سر دلتنگی و غریبی
آخرش یک روزی مترسک میشم ... شايد آخرش يک روز ديوانه شم و برم وسط جاليز بايستم. درست مثل يک مترسک . آره اينطوري شايد دوستي پرنده ها رو بخرم يا شايد هم دشمني شونو! اما نه ؛ من بارها...