داره مياد....با کوله باري از عشق و مهربوني...داره مياد که بازهم بهم بگه هميشه تو سختي ها باهاتم....وقتي از عالم و آدم بريدي من ميام تا بدوني هرگز تو اين دنياي نامرد تنها نيستي.... لحظه ديدار نزديكست. باز من ديوانهام،...

به بال هاي ناتوان و پروازهاي در قفس مرغ اسير ديگري چشم مدوز...به ترانه هايي که در قفس مي خواند گوش مده...قفست را به قفس آهنين او نزديک مساز ...خود را در دو زندان گرفتار مکن!اي که تو جوشان...