عکسهاي آخرين مسافرت با بچه هاي همکلاسي رو تو گالري عکسها قرار دادم...براي ديدن عکسها ،روي عکس زير کليک کنيد....
با کمک کليپ هاي سايت ايران اسپورت يه کليپ از مسابقه ديشب رضازاده درست کردم که حجمش در حدود دوازده مگابايت هست و مي تونيد اون و از اينجا بگيريد...
سلام بابا...دل ما خونه...دل ما لک زده واسه خونه،سلام مادر...پناه آخر...شدم از دوري تو خاکستر،ملالي نيست جز دوري ،به لب لبخندکي زوري به نرخ مفت جون کندن برام سو سو زده نوري،به ظاهر خيلي آبادم،تو عکسام از غم آزادم ولي...
و باز هم تنهائي...مسافر هم رفت در پي سرنوشت خودش...و من باز هم تنها شدم...هرجا هستي موفق باشي مسافرانسان زاده شدن تجسّد ِ وظيفه بود:توان دوستداشتن و دوستداشتهشدن،توان شنفتن،توان ديدن و گفتن،توان اندُهگين و شادمانشدنتوان خنديدن به وسعت دل،توان گريستن...
Ich hab grad zärtlich,an Dich gedacht,wie Du behutsam und ganz sacht,mich total verrückt gemacht,Du kamst wann Du wolltest ,gingst Morgens um acht,tausendundeine Nacht,Ich hab Dich lieb so lieb,lieber als Du denkst ,ich hab Dich lieb so lieb,auch wenn Du nicht...
خوشا به حال لك لكا كه خوابشون «واو» ندارهخوشا به حال لك لكا كه عشقشون «قاف» نداره خوشا به حال لك لكا كه مرگشون «گاف» نداره خوشا به حال لك لكا كه لك لك اند.......
تمامي جهان را همچون بامي،بر فراز دستان تو،ستون خواهم کرد،با عطر تو،نوشدارويي خواهم ساخت،بر تمام دردهاي جهان و آنگاه به سلامتي شان با لب هاي توبر گونه هاي شادي تمام کودکان جهان،بوسه خواهم زد،يکروز با چتر گيسوان تو،از آسمان آرزوهايت،پروازي...
ذره ذره دور ميريزي، لحظههايي كه ميسازند، روزي دلگير را،تكه تكه، بيدريغ، تباه ميكني ساعتها را،بر تكهاي از زمين زادگاهت سگدو ميزنيمنتظري كسي يا چيزي راه را نشانت بدهد،خسته از لميدن در آفتاب، در خانه ميماني تا باران را تماشا...
مهدي عزيزم به ققنوس خوش اومدي....با اين که خيلي ممارست و مجاهدت کردم تا متقاعدت کردم که آلوده نميشي،ولي ارزششو داشت...از اين به بعد عکسهاي مهدي عزيز و مي تونيد تو گالري عکسها ببينيد...و حالا اولين دستپخت دکتر عزيز رو...
بعد از حدود يکسال گفتم ققنوس و طرحشو يه مقداري تغيير بدم...دلم گرفت اينقدر رنگ سياه ديدم...يه مدتي هم با سفيد آشتي کنيم...اميدوارم شما هم خوشتون بياد......